روابط عمومی
مطالب در مورد رشته روابط عمومی وکارورزی در اداره راه و شهرسازی استان اردبیل
درباره وبلاگ


آن جاها که آزادی افکار نیست و اندیشه ها با هم تصادم ندارند , فکر میمیرد .
عسگر سعادتی دانشجوی رشته ی روابط عمومی
این وبلاگ در خصوص رشته ی روابط عمومی ودوره ی کارورزی میباشد
زیر نظر استاد:میر دولت موسوی

مدیر وبلاگ : عسگر سعادتی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در باره این وبلگ بگویید








روابط عمومی دیجیتال؛ عنوان سخنرانی‌ ویرایش‌ شده دكتر یونس‌ شكرخواه‌ در انجمن‌ روابط عمومی‌ ایران‌ است‌.

به‌ نظر می‌آید در زمانه‌ای‌ به‌ سر می‌بریم‌ كه‌ خیلی‌ نمی‌توان‌ یكپارچه‌ و تخت‌ به‌ آن‌ نگاه‌ كرد؛ می‌خواهم‌ بگویم‌ ‌ این‌ زمانه‌، زمانه‌ جزیره‌ای‌ نیست؛‌ بلكه‌ یك‌ زمانه‌ مجمع‌ الجزایری‌ است‌. به‌ این‌ معنا كه‌ ما با هویت‌های‌ منفرد سروكار داریم‌ و نه‌ با هویت‌های‌ یكپارچه‌، در واقع‌ قصد دارم‌ بحثم‌ را از این‌ نكته‌ شروع‌ كنم‌ كه ‌در حال‌ حاضر به‌ دوره‌ای‌ رسیده‌ایم‌ كه‌ دیگر نمی‌توانیم‌
روابط عمومی‌ را در چارچوب‌ مدل‌های‌ ارتباطی مبتنی بر تأثیرات‌، بنگریم‌.

سه‌ مدل‌ مسلط:
می‌دانید كه سه‌ مدل‌ مسلط را در ارتباطات‌ لحاظ می‌كنند‌:
1. مدل‌ اقتصاد سیاسی‌، كه‌ طبق آن‌ وسایل‌ ارتباط جمعی‌ ناقل‌ تغییرات هستند و نه‌ عامل‌ تغییرات‌.

2. مدل‌ تأثیرات‌ رسانه‌ای‌، كه‌ اساس‌ آن‌ مبتنی‌ بر قدرت تأثیرگذاری‌ رسانه‌ها است و شاید اوج‌ این‌ تفكر‌ را بتوان در تئوری‌ تزریقی‌ یا همان گلوله‌های جادویی دید‌ كه‌ معتقد است‌ نهایت هر پیام‌ رسانه‌ای‌ الزاماً تأثیرگذاری‌ رسانه‌ها بر مخاطبان است‌. روابط عمومی‌ها تا حدودی‌ خواسته‌ و ناخواسته‌ در همین مدل‌ دوم‌ قرار می‌گیرند. یعنی‌ پیش‌فرض‌ اولیه‌ آن ها این است كه‌ آنچه‌ روابط عمومی می‌گوید، الزاما پذیرفته‌ خواهد شد؛ ولی باید بگویم زمانه‌ فعلی‌؛ مدل‌های معتقد به تأثیرگذار بودن رسانه‌ها‌ را، مدل‌‌هایی كاربردی‌ و مؤثر نمی‌شناسد.

3. مدل‌ فرهنگی‌ كه در واقع‌ رسانه‌ها را نه‌ صرفاً ناقل‌ تغییرمی‌بیند و نه‌ مثل‌ مدل‌ تأثیری ‌عامل‌ تغییر، بلكه‌ رسانه‌ها را نقشه‌ می‌داند، نقشه‌ای مثل نقشه یك‌ شهر كه یك‌ محل‌ و مكان تعامل‌ است و همان‌ طور كه‌ در شهر با رعایت ‌تمام قوانین‌ همه‌ حق‌ تردد دارند‌، در فضای رسانه‌ها نیز كه مثل همان شهر است همه حق تردد دارند و در نقشه‌ تعامل‌ قرار می‌گیرند
اولین‌ نتیجه‌ای‌ كه‌ می‌خواهم‌ از این‌ مقدمه‌ بگیریم‌ این‌ است‌ كه‌ روابط عمومی‌ها بهتر است از چارچوب‌ مدل‌های‌ تأثیری‌ به‌ چارچوب‌ مدل‌های‌ فرهنگی‌ منتقل‌ ‌شوند.

اما بحث‌ من مربوط به روابط عمومی‌ دیجیتال‌ است‌ اولین‌ نكته‌ من‌ این‌ است‌ كه‌ قصد دارم‌ طرح‌ مسأله‌ كنم‌؛ و چون چنین است؛ پس‌ پاسخی‌ نیاورده‌ام؛ اما این‌ بدین‌ معنا نیست‌ كه‌ پاسخی‌ برای‌ نكاتی‌ كه ‌می‌گویم‌ نداشته‌ باشم‌.

همه چیز تكنولوژی نیست
روابط عمومی‌ دیجیتال‌ به‌ این‌ معنا نیست‌ كه‌ گمان‌ كنیم‌‌ هر روابط عمومی‌ كه‌ به‌ تكنولوژی‌های‌ روز ارتباطی‌ مسلح‌ شد، روابط عمومی‌ دیجیتال‌ شده است. چنین‌ نیست‌ نمی‌شود به‌ یك دلیجان یك‌ موتور جمبوجت‌ بست و انتظار داشت‌ كه‌ آن‌ دلیجان‌ با موتور جمبوجت‌ حركت‌ كند، اولین‌ اتفاقی‌ كه‌ به‌ محض‌ استارت‌ خوردن‌ آن‌ موتور می‌افتد، ویران‌ شدن‌ و از هم گسسته شدن دلیجان‌ است‌. آن‌ دلیجان‌ نه‌ تنها با آن‌ موتور نمی‌تواند حركت‌ كند بلكه‌ تمام‌ ساختارش‌ نیز به هم‌ می‌ریزد.

شاید این‌ حرف من‌ علامت‌ سؤال‌ بزرگی‌ ایجاد كند كه‌ یعنی‌ چه‌؟ اگر ما به ‌ICT مسلح‌ شدیم‌ یا به‌ مفهوم‌ مدرن‌تر آن‌ یعنیNICT مسلح‌ شدیم‌ كه در واقع تكنولوژی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی است، چرا روابط عمومی‌ دیجیتال‌ ‌ نیستیم.

نكته‌ كلیدی‌ این‌ جا است‌ كه‌ روابط عمومی‌ها در حال‌ حاضر برای‌ این‌ كه‌ از طرف‌ روابط عمومی‌ سنتی‌ به‌ طرف‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ حركت‌ كنند در دو حیطه‌ بزرگ ‌درگیر چالش‌ هستند؛ عرصه‌ اول‌ كاربری‌ تكنولوژیك‌ است‌ كه‌ می‌شود روی‌ آن نور انداخت‌ و ساعت‌ها حرف‌ زد كه‌ كاربری‌ تكنولوژیك‌ در دنیای‌ امروز یعنی‌ چه‌؟ خوب‌ وقتی‌ ما حرف‌ كاربری‌ را می‌زنیم‌ درواقع‌ باید راجع‌ به‌ سواد امروز حرف‌ بزنیم‌ و وقتی‌ بحث‌ سواد امروز پیش‌ می‌آید؛ به‌ دنبال‌ آن‌ بحث‌ سواد رسانه‌ای‌ پیش می‌اید كه‌ در حال‌ حاضر خودش یك بحث بزرگ‌ است‌. ظاهرا روابط عمومی‌ها خودشان‌ را از سواد رسانه‌ای‌ بی‌نیاز می‌بینند اما باید یاداوری كنم كه سواد رسانه‌ای‌ در جهان‌ امروز فقط خواندن‌ و نوشتن‌ نیست‌.

‌اما آن‌ حیطه‌ دوم‌ كه‌ خدمتتان‌ گفتم‌ مربوط به مخاطبانی‌است كه‌ در حال‌ دگرگونی‌های عظیمی هستند و متاسفانه روابط عمومی‌ سنتی‌ متوجه‌ این تغییر ماهیت و تغییر جغرافیای‌ مخاطبانش‌ نیست‌. لابد سری ‌كه‌ درد نمی‌كند احتمالاً چشمانش‌ خوب‌ نمی‌بیند.

تاكید می‌كنم آن‌ چیزی‌ كه‌ الان‌ در دنیای‌ امروز پایه‌ بحث‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ را تشكیل‌ می‌دهد، كاربری‌ تكنولوژیك‌ نیست‌؛ برخی از همكاران‌، گمانه‌زنی‌هایی‌ در خصوص روابط عمومی‌دیجیتال‌ داشته‌ و من هم مطالب آن‌ها‌ را خوانده‌ام‌، متاسفانه تصویری‌ كه‌ آن‌ها از
روابط عمومی‌ دیجیتال ‌دارند تصویری‌ تكنولوژیك‌ است‌ كه‌ در حقیقت‌ فقط بخشی‌ از روابط عمومی‌ دیجیتال‌ است‌.

مخاطبان‌ شما و همین‌ طور مخاطبان‌ رسانه‌ها در حال‌ تغییرند، به‌ نظر من‌ روابط عمومی‌ها متولد شدند كه‌ پاسخگوی‌ رسانه‌ها باشند و هنوز كم و بیش این‌ عادت‌ را دارند و سعی‌ می‌كنند كه‌ پاسخگوی‌ رسانه‌ها باشند. اما آن‌ دسته از روارط عمومی‌ها‌ كه‌ دارند از این‌ عادت‌ فاصله‌ می‌گیرند همان‌هایی‌ هستند كه‌ بستر دیجیتالیزم‌ و بستر حركت‌ به‌ طرف‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ را به‌ طور طبیعی‌ هموار كرده‌ و طی‌ می‌كنند.

بنابراین‌ اگر می‌گویم‌ یك‌ عرصه بزرگ‌، همین عرصه‌ تغییر و تحولات‌ در اردوی‌ مخاطبان‌ است به‌ این‌ دلیل‌ است‌ كه‌ در نزد مخاطبان‌ رسانه‌ها هم‌ همین‌ تحولات‌ در حال‌ رخ‌ دادن‌ است‌ امروز مخاطبان به‌ محض‌ این‌ كه ‌از رسانه‌ای‌ پاسخ‌ لازم‌ را نگیرند از آن‌ رسانه‌ فاصله‌ می‌گیرند و اساساً ریزش‌ تیراژها در رسانه‌های ‌مكتوب‌ یا پیدا شدن‌ بخشی‌ به‌ نام‌ مخاطبان‌ غیر وفادار از همین‌ جا ناشی‌ می‌شود.

پس‌ بنابراین‌ تغییری‌ كه‌ در عرصه‌ مخاطبان‌ در حال‌ رخ‌ دادن‌ است‌ به‌ نظر من‌ رو به تحقق‌ كامل است‌ و در حال‌ حاضر مخاطبان‌ روابط عمومی‌ها فقط رسانه‌ها نیستند.

عادت‌ نكنید كه‌ برای‌ رسانه‌ها بیانیه‌ خبری‌ تهیه‌ كنید، فولدر بفرستید یا بازدید بگذارید.‌ اگر دقت‌ كنید‌ این ‌مخاطبان‌ تغییر یابنده؛‌ خواسته‌ و ناخواسته‌؛‌ خودشان‌ معماران‌ روابط عمومی‌ها هستند و امروز خودشان‌ به‌ راحتی‌ سایت‌ می‌زنند و راجع‌ به‌ شما، محصول‌ شما و خدمات ‌شما دست‌ به‌ قضاوت‌ آن هم در تیراژی جهانی‌ می‌زنند.

مخاطبانی‌ كه‌ امروز صاحب‌ سایت‌ هستند هر مطلبشان‌ یك‌ سلام‌ به‌ جهان‌ است و از بنابراین‌ از دایره تاثیرات احتمالی شما بسیار فراتر می‌روند. امروز محصولات‌ بسیاری‌ از شعبه‌های كمپانی‌های‌ بزرگ؛ در سطح‌ جهانی‌ از طرف‌ مصرف‌كنندگان‌ ‌بمباران‌ دیجیتالی‌ می‌شند و كمپانی‌ مادر را وادار می‌كنند تا مدیریت‌ و سیستم‌ شعبه‌‌های منطقه‌ای‌ خودش‌ را تغییر دهد. با این‌ پیش‌ درآمد اجازه‌ می‌خواهم‌ اشاره‌ كنم‌ به‌ برخی‌ از رگه‌های‌ تحول‌ در حیطه‌ روابط عمومی‌ دیجیتال ‌و هفت‌ محور را ‌ طرح‌ كنم‌.

در بحث‌ امروز اگر از مخاطب‌ یك‌ مقدار‌ بیشتر بگویم‌ به‌ محور دوم‌ خواهم‌ رسید. می‌توانم ‌این‌ را اضافه‌ كنم‌ كه‌ نگاه روابط عمومی‌ سنتی‌ ‌ به‌ مخاطب‌، نگاه‌ برخاسته از تئوری تزریقی‌ است‌ یعنی‌ می‌خواهد ‌مخاطب‌ را پیوسته در یك‌ حالت‌ تحمیل‌گری‌، ارسال‌ یك‌ سویه‌ و درحالت‌ ارتباط یك‌ طرفه‌ حفظ كند. اجازه می‌خواهم به ادبیات ‌ارتباطات‌ و ‌ در همین‌ رشته‌ تخصصی‌ شما (روابط عمومی‌) به‌ دو‌ ترم‌ علمی‌ كه رخ‌ نشان‌ داده اشاره كنم.

سیاست امروز روابط عمومی‌ها دیگر سیاست‌ پوشینگ‌ Pushing نیست‌، پولینگ‌ Polling است.‌ یعنی اینكه‌ روابط عمومی‌ها دیگر نمی‌توانند مضمونی‌ را به‌ صورت‌ یك‌ جانبه‌ به‌ طرف‌ مصرف‌كنندگانشان‌ پوش‌ كنند؛ بلكه‌ سیاست‌ امروز سیاست‌ پولینگ‌ و در نظر گرفتن نظرات است یعنی‌ باید در واقع‌ به‌ جای‌ رسانه‌ مداری‌، روابط مداری‌ و روابط عمومی‌ مداری‌؛ مخاطب‌ محوری‌ را اصل‌ قرار دهند.

این‌ بحث‌ آنقدر جلو رفته كه‌ می‌گویند هر مخاطبی‌ یك‌ دموگرافی‌ ویژه و خاص خودش را دارد كه‌ می‌شود، آن‌ را ترسیم كرد و تماشایش‌ كرد. پس باور بفرمایید امروز در روابط عمومی‌‌های مدرن بحث‌ دموگرافی‌ تك‌ نفره مطرح‌ است‌. دیگر مخاطب‌ را جمع‌فرض‌ نمی‌كنند، روابط عمومی‌ باید به‌ شیوه‌ دموگرافی‌ یك‌ نفره‌ عمل‌ كند یعنی‌ باید حتی‌ پاسخگوی‌ یكایك‌ مخاطبانش‌ باشد.

غیر از تحولات‌ مربوط به حیطه‌ مخاطبان‌ مطلب‌ دومی‌ كه‌ می‌خواهم‌ به‌ آن‌ اشاره‌ كنم‌ اشتباه‌ فاحشی‌ است‌ كه‌ روابط عمومی‌های‌ سنتی‌ پیشه‌ می‌كنند و در روابط عمومی‌های‌ دیجیتالی‌ ستم‌ تلقی‌ می‌شود. آن‌ اشتباه‌ این‌ است‌ كه‌ رویه‌ها یا كنش‌ها را با اهداف‌ اشتباه‌ می‌گیرند و این‌ فاجعه‌آمیز است‌. فرض‌ كنید ما اسیر مجموعه‌ موجود در این مكانی شویم‌؛ كه در آن گرد آمده‌ایم؛ و به دیگر زبان گمان كنیم كه برای‌ این‌ تریبون و برای صندلی‌ها گرد آمده‌ایم‌ و یا مثلا یادداشت‌ برداری كنیم‌ كه‌ چه‌ كسانی‌ غیبت‌ كرده‌اند. در صورتی كه با این ‌كنش‌ باید به‌ دنبال‌ یك‌ هدف‌ بزرگتر باشیم‌.

هنوز در عرصه روابط عمومی‌های‌ سنتی‌؛ گرفتاری‌ عدم‌ تمییز دادن‌ كنش‌ و هدف‌ از یكدیگر كماكان وجود دارد. بنابراین‌ وقتی‌ هم‌ می‌خواهند دیجیتال‌ شوند با همان‌ دید به‌ جلو می‌آیند و فكر می‌كنند اگر دارای‌ وب‌ سایت‌ شدند و به‌ جایی‌ ایمیل‌ زدند، به‌ این‌ معناست‌ كه‌ روابط عمومی‌ دیجیتال شده‌اند. داشتن‌ وب‌ سایت‌ یك‌ كنش‌ است‌؛ هدف‌ شما نیست.‌ این‌ آسیب‌ همین‌ الان‌ هم‌ در بین‌همكاران‌ شما قابل‌ تحقیق‌ است‌ یعنی‌ گمان‌ ‌ این‌ است‌ كه‌ اگر احتمالاً توانستند یك‌ وب‌ سایت‌ راه‌ اندازی‌كنند دیگر به‌ آن‌ها می‌گویند وارد فیلد دیجیتالیزم‌ شده‌‌اید. اما در جهان‌ امروز به آن روابط عمومی‌ می‌شود دیجیتال‌ گفت‌ كه‌ ‌ بتواند مسائل مخاطب‌ را از نظر مشكلاتی‌ كه‌ با تكنولوژی‌های‌ ارتباطی‌ پیدا می‌كند مدام تعقیب‌ كند. وظیفه‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ تعقیب‌ پیاپی‌ مسایل ‌كاربران‌ در ارتباط با خدمات‌ و محصولاتی‌ است كه آن‌ روابط عمومی در رابطه‌ با تكنولوژی‌ ارتباطی‌اش‌ قرار دارد‌. یعنی‌ باید مدام‌ نگاه‌ خود را متمركز كند به‌ روی‌ آن‌ گرفتاری‌هایی‌ كه‌ در مسیر ارتباط تكنولوژیك‌، بین‌ خودش‌ و مشتری ‌ایجاد می‌شود. ببخشید این قدر صریح‌ از واژه مشتری‌ استفاده می‌كنم؛ من‌ نمی‌توانم‌ از نظر علمی‌ و ارتباطی‌ هیچ‌ معنایی‌ به‌ غیر از مشتری‌ از‌ مخاطب‌ درك‌ كنم‌.

حتی‌ اعتقادم‌ این‌ است‌ آن‌ چیزی‌ كه‌ به‌عنوان‌ خدمات‌ می‌شناسیم‌؛ آن‌هم یك محصول‌ نامرئی‌ است‌ و روابط عمومی‌ باید این‌ برخورد را بی‌ تعارف‌ با ‌خودش‌ داشته‌ باشد بنابراین‌، اینكه می‌گویم‌ روابط عمومی باید رابطه‌ مشتری‌ و تكنولوژی‌ را تعقیب‌ ‌كند، منظورم‌ یك‌ كنش‌ نیست‌ بلكه‌ قرار است‌ مشكل‌ مشتری‌ را حل‌ كند.

یك‌ نمونه‌ ساده‌‌ برای‌ این‌ مورد مثال‌ می‌زنم. شما احتمالاً بیرون‌ از ایران‌ از كتابفروشی Amazon در اینترنت‌ كتاب‌ خریده‌اید. Amazon روابط عمومی‌ دارد به‌ نظر شما روابط عمومی‌ آن چه‌ كار باید بكند باید این‌ طرف‌ و آن‌ طرف؛‌ بروشور و فولدر بفرستد و به ‌مشتری‌هایش‌ بگوید مثلاً من‌ این‌ جا چهار میلیون‌ جلد كتاب‌ دیجیتالی‌ دارم؛‌ خب‌ حتی این‌ها را هم گفت؛ بعد چه؟‌ اما نگاه‌ اصلی ‌آن‌ روابط عمومی‌ در این‌ جا متمركز می‌شود كه ببیند در راه‌ ‌ ارتباط دیجیتالی‌ Amazon با مشتریان‌ چه‌ نوع ‌موانعی‌ وجود دارد كه اگر رفع‌ شود خریداران می‌توانند دسترسی‌ بیشتری‌ به‌ خدمات‌ و محصولات‌ Amazon پیدا كنند. جف‌ بزوز رییس‌ Amazon سی‌ و سه‌ ساله‌ بود كه به عنوان مرد سال جهان‌ انتخاب‌ ‌شد من‌ بخشی‌ از این اتفاق را‌ مدیون‌ استراتژی‌ ارتباطی‌ او‌ می‌دانم‌. حالا اگر من‌ بخواهم‌ از این Amazon یك‌ كتاب‌ راجع‌ به‌ روابط عمومی‌ خریداری‌ كنم‌ وقتی‌ روی‌ كتاب‌ موردنظرم‌ كلیك‌ می‌كنم‌ به‌ من‌ می‌گوید می‌خواهی‌ هشت‌ صفحه‌ از این‌ كتاب‌ را ببینی‌؟ وعلی‌ القاعده‌ هیچكس نیست كه از چنین پیشنهادی‌ بدش بیاید. وقتی‌ كه‌ هشت‌ صفحه‌ را می‌بیند‌، می‌پرسد: می‌خواهی‌ ببینی‌ تا به‌ حال‌ چه‌ كسانی‌ این‌ كتاب‌ را خریده‌اند؟ چرا چنین‌ سرویسی‌ را می‌دهد، من‌ فكر می‌كنم‌ برای‌ این‌ كه‌ سریع‌ بدانیم‌ كتابی‌ را كه‌ می‌خواهیم‌ بخریم، بتوانیم‌ نوع‌ نگرش‌ نویسنده‌اش را‌ به‌ راحتی‌ از طریق كسانی كه‌ آن‌ كتاب‌ را خریده‌اند، دریابیم‌ حال‌ كتابی‌ را كه‌ فرض‌ كنید ژاك‌ دریدا خریده‌ باشد برای‌ شما یك‌ علامت‌ دارد و اگر یك‌ نویسنده‌ و تئوریسین‌ محافظه‌كار دست‌ راستی‌ در آمریكا آنرا خریده باشد باز هم می‌تواند معنای دیگری‌ داشته باشد و فرضا بفهمید كه‌ این‌ كتاب‌ احتمالا یك‌ كتاب‌ تئوریك‌ است‌. اما بازی‌ این‌ جا تمام‌ نمی‌شود؛ این‌ها استراتژی‌های‌ ارتباطی‌ در عرصه‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ است‌ و رفع‌ مشكلات‌ مخاطبان‌ در تنگناهای تكنولوژیك ‌كه‌ در مسیر ارتباط به‌ وجود می‌آید.

مورد سومی‌ كه‌ باز‌ بحث‌ روز روابط عمومی‌ دیجیتال‌ است‌ بحثی‌ است‌ به‌ نام‌ Refresh به‌ معنی ‌دوباره‌ تازه‌ شدن‌. شما كه‌ با اینترنت‌ كار می‌كنید، اگر دكمه‌ روی‌ مرورگرهایتان‌ به‌ نام Refresh را كلیك كنید و یا به‌ جای‌ آن‌ دگمه ‌F5 را بزنید صفحه‌تان‌ تغییر می‌كند و دوباره‌ تازه‌ می‌شود. همین‌ اصطلاح‌ در حاضر برای‌ روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ كاربرد پیدا كرده‌ است.‌ یكی‌ از رفتارهای‌ روابط عمومی ‌دیجیتال‌، همین‌ قدرت‌ تازه شدن است. یعنی‌ ‌بتواند پیوسته خودش‌ را در برابر‌ مخاطبانش‌ Refresh كند. اگر بخواهم‌ از اینترنت‌ مثال‌ بزنم‌ به‌ ‌ Google news اشاره می‌كنم كه خودش‌ هر ده‌ دقیقه یكبار ‌Refresh می‌شود.

امروز ارسال بیانیه‌های‌ مكتوب‌ مقامات‌ شركت‌ها و نهادها برای‌ رسانه‌ها دیگر جوابگو نیست‌ شما باید مضمون‌ داشته ‌باشید و این‌ مضمون‌ را مدام‌ نو به‌ نو كنید و می‌توانم‌ همین‌ بحث‌ را لینك‌ بدهم‌ به‌ بحثی‌ كه درباره جغرافیای‌ مخاطب‌ یك ‌نفره‌ كردم. اگر می‌گویم‌ ‌ مضمون‌ باید داشته‌ باشید؛‌ این‌ مضمون‌ بعضی‌ وقت‌ها ممكن‌ است‌ فقط برای‌ یك‌ نفر باشد یا بعضی‌ وقت‌ها ممكن‌ است‌ یك‌ مضمون‌ واحد‌ را، به‌ شكل‌های‌ گوناگون‌ برای‌ چند مخاطب‌ نوشت‌. روابط عمومی‌ها به این‌ مورد كه یك مضمون را با ادبیات و ساختار متفاوت برای‌ چند مخاطب‌ تولید كنند هنوز عادت‌ نكرده‌اند‌. هنوز نمی‌توانند‌ باور كنند كه‌ برای‌ همه‌، یك‌ بیانیه‌ نباید نوشت‌، البته‌ دلایل‌ روابط عمومی‌های‌ كشور را هم‌ می‌دانم باو شنیده‌ام و خوانده‌ام كه می‌گویند‌ ساختارمان‌ این‌ طور‌ است‌، بودجه‌ كم‌ می‌دهند، رییسمان‌ اجازه‌ نمی‌دهد و... ولی نمی‌دانم‌ ‌ چه‌ وقت ‌این‌ سیكل‌ باید قطع‌ شود. بالاخره‌ تا كی‌ باید این‌ قضایا‌ را گفت و در همان‌ وضعیت‌ ‌ قبلی باقی ‌ماند.

در مورد نوسازی‌ مضمون‌ خودتان‌ بروید Search كنید؛ روابط عمومی‌ها قبلا از عبارت Press release به عنوان معادل برای بیانیه‌های‌ مطبوعاتی‌ خودشان استفاده می‌كردند و بعد رسیدند به News release یا بیانیه خبری اما امروز در دنیای‌ روابط عمومی‌ اصطلاحی‌ دیگری هم داریم‌ كه به‌ نام‌ Thematic release یا بیانیه‌ موضوعی‌ معروف شده است. در این تكنیك‌ به‌ روابط عمومی‌ گفته می‌شود موضوع‌ را انتخاب‌ كن‌، آن ‌موضوع‌ را در لیدت‌ صریح‌ بگو و بقیه‌ را به‌ همان‌ موضوع‌ اختصاص‌ بده‌. پس‌ بنابراین‌ هر روابط عمومی‌ با تكیه‌ بر راه‌های گوناگون و با ‌Refresh شدن‌ خودش‌ را به‌ این‌ مهم‌ نزدیك‌ می‌كند. یكی‌ از آن‌ راه‌ها هم‌ همین تكیه‌ بر Thematic release یا بیانیه‌ موضوعی‌ است‌ كه‌ در دنیای‌ امروز رایج‌ شده‌ است‌. به‌ هر حال‌ در روابط عمومی‌ سنتی‌ وقتی شما بیانیه ‌می‌فرستید باید منتظر بمانید تا یك‌ رسانه‌ قصه‌تان‌ را ساز و شروع‌ كند و اگر آن‌ رسانه‌ شروع‌ نكرد قصه‌تان‌ در بدو تولد مرده‌ به‌ دنیا آمده‌ است‌. ولی‌ در برخوردهایی‌ مبتنی بر Refreshingكه می‌تواند در محیط وب‌ سایت‌ شما باشد قادر خواهید بود در بیانیه‌هایی‌ كه‌ می‌فرستید، تحت‌ عنوان‌ Thematic release
خودتان ادامه‌ دهنده‌ داستان‌ خود باشید؛ ولی‌ در مدل‌ سنتی‌ ادامه‌ دهنده‌ داستان‌، جبراً رسانه‌ها هستند.

این‌ نكته‌ را هم‌ بگویم‌ كه در Thematic release هم‌ اصل و اساس‌ و تكیه‌ بر روی‌ تمی‌ است‌ كه‌ مشكل‌ را حل ‌كند؛ نه هر تمی كه شما بخواهید.

محور چهارم‌ بحث‌ من؛ بحث‌ پاسخگویی‌ است‌ كه در روابط عمومی‌ دیجیتالی‌ از آن‌ تحت‌ عنوان‌ Customize یاد می شود؛ البته‌ این‌ اصطلاح را هم‌ در محیط وب ‌داریم‌، احتمالا در سایت Yahoo دیده‌اید كه به‌ شما این‌ امكان‌ داده می شود كه‌ صفحه‌تان‌ را طوری‌ تنظیم‌ كنید كه‌ هر وقت ‌می‌آیید اطلاعات‌ مربوط به‌ خودتان‌ آنجا باشد اگر گزارش‌ وضع‌ هوا را نمی‌خواهید حذف‌ كنید، اگر نتایج‌ مسابقات‌ فوتبال‌ را نمی‌خواهید حذف‌ كنید. یعنی‌ وقتی‌ می‌آیید، از قبل‌ بگویید كه‌ فقط خبرهای‌ روابط عمومی‌، خبرهای‌ ارتباطات‌ و یا خبرهای‌ قیمت‌ سهام‌ و روزنامه‌نگاری‌ را بده‌ و هر وقت‌ كه‌ شما وارد آن‌ سایت‌، شوید فقط آن‌ اطلاعات‌ موردنظر در مقابل‌ شما ظاهر می‌شود و بقیه‌ امكانات‌ آن‌ سایت‌ در دسترس‌ شما نیست‌؛ به این‌ امكان‌ در محیط وب‌ ‌Customizing می‌گوییم‌.

در حال‌ حاضر یكی‌ از نشانه‌های‌ قدرت در روابط عمومی‌ ‌ Customizing یا قدرت‌ پاسخ‌ دادن‌ است‌. در واقع‌ پاسخگویی‌ منحصر به‌ هر مخاطب. یعنی‌ بتوان برای‌ هر مخاطب‌ پاسخ‌ موردنظرش را فراهم كرد. در چنین حالتی شما نمی‌توانید برای‌ دو نوع‌ مخاطب‌ یك‌ پرسش‌ داشته باشید. روابط عمومی‌ دیجیتال ‌باید توان‌ پاسخگویی مبتنی برCustomize را داشته باشد.

ویژگی‌ دیگر روابط عمومی‌ دیجیتال‌؛ پاسخگو بودن‌ از نظر زمانی‌ است‌. اصطلاح‌ معروف‌ روابط عمومی‌های‌ هفت‌ در بیست‌ و چهار یا كتابخانه‌های‌ هفت‌ در بیست‌ و چهار، كه سازمان‌های پیشتاز سعی‌ می‌كنند با آن‌ شیوه‌، خودشان‌ را معرفی‌ می‌كنند به این معناست كه‌ من‌ سازمانی‌ هستم‌ كه‌ هفت‌ روز هفته؛‌ بیست‌ و چهار ساعته‌ پاسخگو هستم‌ و در چنین سازمان‌هایی تعطیلات‌ رسمی‌ و ساعت‌ تماس‌ و وقت‌ ملاقات‌ قبلی‌ و غیره وجود ندارد. روابط عمومی‌های‌ این نوع سازمان‌ها‌‌، تنها كانال‌ تبدیل‌ شدن‌ سازمان‌ها ‌به‌ مجموعه‌‌های هفت‌ در بیست‌ و چهار هستند‌ و این‌ هفت‌ در بیست‌ و چهار بودن اصلی‌ترین‌ ویژگی‌ سازمان‌های پاسخگو است‌.

روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ یك‌ فرصت‌ را نیز هیچ‌گاه ‌ از دست‌ نمی‌دهند و جزو شاخص‌هایشان‌ است‌ و آن ‌فرصت‌ ‌ این‌ است‌ كه‌ می‌دانند در هر نوع‌ ارتباطی‌ فقط یك‌ زمان‌ مشاركت‌ ذهنی‌ با جامعه‌ مخاطب‌ وجود دارد. من‌ الان در در بهترین‌ حالت‌ مشاركت‌ ذهنی‌ هستم؛‌ چرا؟ چون‌ شما از قبل‌ و با انتخاب‌ خودتان به‌ اینجا آمده‌اند تا به مطالب‌ من راجع‌ به‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ توجه‌ كنید. من‌ اگر الان بگویم‌ ‌ ببخشید، می‌شود از اینجا بیرون‌ بروم‌ و مثلاً سیگار بكشم‌ و قدم‌ بزنم‌ و نیم‌ ساعت‌ دیگر یا دو ساعت‌ دیگر بیایم‌، هم شما ناراحت خواهید شد و هم من آن‌ زمان‌ مشاركت‌ ذهنی‌ را از دست‌ داده‌ام‌ ما در علم‌ ارتباطات‌ به حالت می‌گوئیم mind sharing یعنی‌ موقعی‌ كه‌ ذهن‌های ما با هم‌ share می‌شود. رسانه‌های حرفه‌ای این‌ نكته‌ را خوب‌ می‌فهمند و آن‌ موقع‌ است‌ كه‌ پشت‌ سرهم‌ مثلا بابت‌ سؤال‌ و نكته‌ای‌ كه‌ دارند تلفن ‌می‌زنند. اگر شما در آن‌ لحظه‌ به‌ آن‌ها پاسخ‌ ندهید كلید آن ‌mind sharing قطع‌ می‌شود و چون‌ رسانه در چنین حالتی پاسخ‌ نگرفته‌، در موضع‌ حمله‌ قرار می‌گیرد و نه‌ در این موضع‌ كه‌ با شما مشورت‌ كند و اطلاعاتی‌ را بگیرد. یعنی‌ اساساً گارد گرفتن ‌زمانی‌ شروع‌ می‌شود كه‌ فاز mind sharing جواب‌ نگیرد.

پس یكی‌ از ویژگی‌های‌ پاسخگویی‌ در روابط عمومی‌ دیجیتال‌ درك‌ موقعیت‌ مشاركت‌ ذهنی‌ است واینكه مخاطب‌ در همان‌ لحظه‌ جوابش‌ را از سازمان‌ مربوطه‌ بگیرد.

روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ از یك‌ جهت‌ عین‌ گزارشگران‌ هستند. گزارشگران‌ همیشه‌ در این‌ فكرند كه‌ ‌ چه‌ باید بپرسند‌ و روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ همیشه‌ دراین‌ فكر كه‌ از من‌ چه‌ چیزی‌ ‌پرسیده‌ خواهد شد، یعنی‌ مدام‌ باید هر لحظه‌ای‌ را كه‌ تماس‌ گرفته‌ می‌شود به‌ mind sharing تبدیل كند. یعنی ‌در یك‌ حالت‌ پیوسته‌، پاسخگویی‌ خودش‌ را نگه‌ دارد.
اما ممكن‌ است‌ شما بگویید كه‌ چه‌ طور باید پاسخ‌ دهیم.‌ من‌ در واقع‌ دارم‌ حالا از محور ششم‌ صحبت‌ می‌كنم‌. روابط عمومی‌ مدرن‌ باید در هر نوع‌ ارتباطی‌ كه‌ دارد برقرار می‌شود از خودش‌ سؤال‌ كند كه‌ چرا من‌ باید این‌ را بخوانم‌؟ یا چرا باید این‌ را ببینم‌؟ یا چرا باید به‌ این‌ گوش‌ بدهم‌؟ اگر به‌ این‌ پرسش‌ها‌ در گام‌ اول‌ پاسخ‌ ندهید مرگ‌ ارتباط فرا رسیده‌ است‌. یعنی‌ در ارتباط امروز به‌ این‌ نوع‌ بیانیه‌ها، بیانیه‌های ‌killer می‌گویند یعنی‌ بیانیه‌هایی‌ كه‌ می‌كشند و قاتل‌ ارتباط هستند.

پس‌ در روابط عمومی‌ دیجیتال‌ برای هر چه‌ به‌ عنوان‌ پیام‌، تنظیم‌ و ارسال‌ می‌كنید این‌ نكات در ذهنتان باشد‌ كه‌ آن‌چه دارد ارسال‌ می‌شود در وهله‌ اول‌ باید به‌ این‌ پرسش‌های‌ مخاطب‌ پاسخ‌ دهد كه‌ چرا من‌ باید این‌ را تعقیب‌ كنم‌، چرا باید این‌ را بخوانم‌ و چرا باید این‌ را ببینم. این‌ اولین‌ نكته‌ است‌.

اما نكته‌ دوم‌ ساختار بسیار محكم‌ پیام‌ها است‌. باور كنید امروز گوش دادن كار سختی شده است. باید كوتاه گفت و مفید تا شنیده شود. به‌ بچه‌های‌ خودتان‌ نگاه‌ كنید چقدر اهل‌ گوش‌ دادن‌ هستند؛ پس وقتی‌ دارید‌ مخاطب‌ را با آسانسور به‌ طبقه ‌مدیریت‌ می‌برید در همان فاصله‌ مثلا‌ سی‌ ثانیه‌ای‌ خود‌ و مجموعه‌تان‌ را معرفی‌ كنید. به این مهارت در دنیای روابط عمومی‌ها می‌گویند Elevator speech و چرا می‌گویند كوتاه‌ حرف‌ بزن‌؟ برای‌ این‌ كه‌ حواس‌ مخاطب‌ پرت‌ نشود و بیراهه‌ نرود و این یكی از اصلی‌ترین‌ ستون‌ها در استراتژی‌ بازاریابی‌ است‌ كه‌ مخاطب‌ متمركز باشد، یعنی‌ حواسش‌ به‌ شما باشد و استارت‌ جلب‌ حواس ‌مخاطب‌ از بیانیه‌ای‌ كه‌ دارید می‌فرستید زده‌ می‌شود و باید از زیاده‌گویی‌ و این‌ كه‌ دو ساعت‌ بخواند و متوجه‌ نشود مبری‌ باشد.

نكته‌ بعدی‌ كه‌ در پاسخگویی‌ها‌ لحاظ می‌كنند، استفاده‌ فراوان‌ از نقل‌ قول‌ است‌ بیانیه‌های‌ روابط ‌عمومی‌های‌ معتبر دنیا را نگاه كنید همه‌‌ متكی‌ بر نقل‌ قول‌ است‌ و در آن‌ نقل‌ قول‌هاست كه ‌مكانیزم‌ها و دیدگاه‌های‌ خود‌ را توضیح‌ می‌دهند و‌ به‌ گونه‌ای‌ عمل‌ می‌كنند كه‌ هیچ‌ وقت‌ مستقیماً حس‌ نكنیم‌ ما را خطاب‌ قرار داده‌ اند‌. به عنوان یك نمونه ملموس متاسفانه‌ خیلی‌ از خانواده‌‌ها در روابط خانوادگی‌ با روح‌ ارتباطات بین‌ فردی‌ آشنا نیستند و بچه‌هایشان‌ را سریع‌ تحقیر می‌كنند مثلاً جملات‌ تو بی‌عرضه‌ای‌، تو نمی‌توانی‌ و تو اینجوری‌ هستی؛ را به جای‌ تو باید این‌ طور باشی‌)، تو باید پر قدرت‌ باشی‌؛ تو باید نترس‌ باشی‌ خرج می‌كنند، این‌موارد كه بوی‌ نفتالین‌ می‌دهد، در بحث‌های‌ ارتباطی نقد‌ شده‌‌اند‌؛ می‌شود گفت چقدر خوب‌ توانسته‌ای‌ این‌ سه‌ كار را با هم‌ انجام‌ دهی؛‌ من‌ كه‌ به‌ ذهنم‌ نمی‌رسید تا غیرمستقیم‌ آن‌ پمپاژ روحی‌ صورت‌ ‌گیرد. اگر قرار است‌ انتقادی‌ طرح شود باید غیرمستقیم‌ مطرح‌ شود نه‌ مستقیم؛ می‌گویند خبرهایی‌ زنده‌اند كه‌ در آن‌ها صدای‌ حرف ‌می‌آید. ولی‌ متأسفانه‌ این‌ شیوه‌ دوره‌‌ ژوراسیك‌ خبرنویسی یعنی هرم‌وارونه‌ تكراری ما را رها نمی‌كند؛‌ یك‌سری‌ واژه های‌ تكراری‌، بی‌ربط و دایمی‌ می‌شنویم‌: شایان ‌ذكر است‌، لازم‌ به‌ یادآوری‌ است‌؛ یا در یك‌ تحول‌ دیگر از جمله‌ آن‌هاست

باور امروزین این است كه استراتژی‌ سازمان‌ها‌ باید بر سه‌ نكته‌ متمركز ‌باشد:
یكی‌ اینكه‌، فرق‌ من ‌با دیگران‌ در چیست‌؟ این‌ مورد در آن‌ نقل‌ قول‌ها پیدا می‌شود، سازمان‌ باید فرق‌ خودش‌ را با دیگران‌ در آن‌ نقل‌قول‌ها بگوید.

نكته‌ دوم‌ اینكه‌، خدمات‌ یا محصولات‌ من‌ چه‌ مشكلی‌ از شما حل‌ می‌كند؟ به‌ همین‌ صراحت ‌باید بگوید. داشتم متنی‌ را راجع‌ به‌ فیلم‌ ارباب‌ حلقه‌ها می‌خواندم؛‌ مطلبی‌ كه‌ توجه‌ام‌ را جلب‌ كرد بحث‌ Brand بود و افرادی‌ كه ‌در فیلم‌ حضور داشتند باید آن‌ را روی‌ لباسشان‌ نصب‌ می‌كردند و در واقع‌ از فروشنده‌ و صاحب ‌Register فیلم ‌ارباب‌ حلقه‌‌ها جمله‌‌ جالبی خواندم؛ او به‌ این‌ نكته‌ اشاره‌ كرده‌ بود كه‌ اگر در دنیای‌ امروز نپذیریم‌ كه‌ باید در حالت‌ win to win باشیم یعنی در حالتی كه دو طرف‌ برنده‌ باشند، بازی را خواهیم باخت. مخاطب باید سهم خودش را از ارتباط با شما به روشنی درك كند پس‌ در آن‌ نقل‌ قول‌ها از زبان‌ شركت‌ باید گفته‌ ‌شود كه‌ من‌ كدام‌ بخش‌ مشكل‌ شما را می‌توانم‌ حل‌ كنم‌ یا تا چه‌ حد توانایی‌ دارم‌ این‌ مهم‌ را به‌ انجام‌ برسانم‌؛ نباید شعار و كلی‌گویی‌ در كار باشد به‌ عنوان‌ مثال‌ صریح بگوئیدمن‌ متخصص‌ پیچ‌ 112 هستم‌ و لاغیر و در خصوص‌ موارد دیگر با من‌ تماس‌نگیرید.

اساساً سیاست‌های‌ كاری‌ روابط عمومی‌ باید شفاف‌ و Transparent باشد تا قوت‌ و ضعف‌ هر دو در آن‌ دیده‌ شود و این بر خلاف‌ روابط عمومی‌ سنتی‌ است كه‌ فقط نگاهبان‌ نور؛ روشنایی‌ و قدرت است‌ و هیچ‌ اجازه‌ای‌ به‌ طرف‌ مقابل‌ نمی‌دهد و همیشه‌ هر وقت‌ با آن‌ تماس‌ بگیرید همه‌ چیز خوب‌ است‌ و هیچ ضعفی وجود ندارد.‌ این‌ با تفكر روابط عمومی‌ دیجیتال‌ كاملاً در تضاد است.

اما در خصوص‌ نحوه‌ پاسخگویی‌ در وب‌ سایت‌ها؛ ‌ مخاطب نباید در وب‌ سایت‌ شركتی‌ كه‌ خودش‌ و چهره‌اش‌ را دیجیتال‌ عرضه‌ می‌كند ؛ 6ساعت‌ دنبال‌ شماره‌ تلفن‌ آن‌ شركت‌ بگردد و سرانجام‌ در لایه مثلا ‌ 16 سایت آن‌ را پیدا كند.‌ مخاطب‌ اگر ب‌خواهد‌ اطلاعاتی درباره نمایندگی‌های‌ یك شركت مفروض ببیند؛ باید بتواند همه جا كلیك‌ كند و اطلاعات‌ مورد نظرش‌ را دریافت‌ كند؛‌ مگر این‌ اطلاعات‌ چه‌ هست‌ كه‌ آن‌ را در صندوق‌خانه‌ برده‌اید‌ تا كسی‌ آن‌ها‌ را نبیند یا به‌ سختی‌ ببیند. اگر فردی‌ وارد یك سایت می‌شود حتما با شما كاری‌ دارد و بیكار نیست كه‌ بخواهم‌ وبگردی‌ كند‌. اخذ اطلاعات ‌مورد نیاز از وب‌ سایت‌ها گاه‌ برای‌ رییس‌ شركت‌، مجریان‌ شركت‌، شعب‌ آن‌ شركت‌ به‌ خصوص‌ برای‌ روزنامه‌نگاران‌ كه‌ با آن‌ ضرب‌الاجل‌ زمانی‌ مواجه‌ هستند خیلی‌ ضرورت‌ دارد. ولی‌ متأسفانه‌ وب‌ سایت‌ها‌ ‌را كه‌ نگاه‌ می‌كنید‌ اصلا این‌ آیتم‌ها معلوم‌ نیست‌. از همه‌ مهم‌تر، وقتی‌ شما این‌همه‌ زحمت‌ كشیده‌اید چرا عكس‌های‌ سازمان‌ تان‌ را در وب‌ سایت‌‌هایتان نمی‌گذارید؛ تا دانلود كنند عكس‌ هایی با‌ رزولوشن بالا و آماده‌‌ چاپ‌ كه‌روزنامه‌ نگاران بتوانند از آن‌ها‌ استفاده‌ كند.
ترجیح‌ می‌دهم‌ به‌ سمت‌ نتیجه‌گیری‌ از مطالبی‌ كه‌ عرض‌ كردم‌ عمدتاً طرح‌ مسأله‌ است بروم‌.

چهار نكته:
اولین‌ نكته‌ای‌ كه‌ در این‌ نتیجه‌گیری‌ مایلم‌ تكرار كنم‌ این‌ است‌ كه‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌ صرفاً مسلح ‌شدن‌ به‌ تكنولوژی‌ روز نیست؛‌ بلكه‌ مدیریت‌ مشكلات‌ مخاطبان‌ در ارتباط با تكنولوژی‌های‌ مدرن‌ ارتباطی‌است‌.

نكته‌ دوم‌ این‌ است‌ كه‌ این‌ خطر وجود دارد كه در مسیر نیل به روابط عمومی‌؛‌ كنش‌ را با هدف‌ اشتباه‌ بگیرند و برای‌ این‌ كه‌ این‌ اتفاق‌ پیش‌ نیاید؛ دیجیتالیست‌ها یا DPR ها می‌گویند ما پل‌ هستیم‌ و بر روی‌ پل‌ نمی‌توان‌ خانه‌ ساخت؛‌ بلكه‌ باید از روی پل عبور كرد. پس هر نوع‌ تكنولوژی‌ كه‌ به‌ كار می‌گیرید بدانید باید از روی‌ این‌ پل‌ ارتباطی‌ عبور كرد؛ پل مسیر است؛ هدف نیست؛ كنش است، هدف نیست.

قبل‌ از عنوان‌ مورد سوم‌ از صراحت‌ كلام‌ خود پوزش‌ می‌خواهم‌. ایجاد سایت‌ و ایمیل‌ زدن‌ بزك‌ روابط عمومی‌سنتی‌ است‌. روابط عمومی‌ دیجیتال‌ فقط وب‌ سایت‌ ‌ و ایمیل‌ داشتن‌ نیست‌. معیار ارزیابی روابط عمومی‌ دیجیتال‌ اندازه‌گیری‌ حجم‌ اطلاعاتی‌ كه‌ Load كرده‌ نیست؛ معیار اصلی؛‌ میزان‌ تعامل‌ آن‌ روابط عمومی‌ با مشتریان‌اش‌ است‌.

مورد چهارم‌ نتیجه‌گیری‌، نحوه‌ تبلیغ‌ روابط عمومی‌های‌ دیجیتال‌ است.‌ واژه انگلیسی‌ تبلیغات‌ ‌Advertising است‌ اما دیجیتال‌ها Advertising نمی‌كنند. آن‌ها می‌گویند برای‌ روابط عمومی‌ دیجیتال‌؛ تبلیغ‌ با نمایش‌ قدرت‌ واكنش‌ روابط عمومی‌ شروع‌ می‌شود و در بخش‌ بعدی‌ است‌ كه‌ تازه‌ نوبت‌ معرفی‌ محصولات‌ و خدمات‌ آن‌ می‌شود. شركت‌های‌ مخابرات‌ امروز دیگر در تبلیغاتشان نمی‌گویند ما تلفن‌‌های زیبا می‌سازیم‌ و خوش‌ رنگ‌ و...بلكه می‌گویند‌ ما می‌توانیم‌ اینقدر Bit درثانیه اطلاعات‌ جابجا كنیم‌ و بعد اگر لازم‌ بدانند سر وقت‌ معرفی محصولاتشان‌ می‌روند. حتی در بسیاری‌ از جاها بر تبلیغات مبتنی بر هویت شركت تكیه نمی‌كنند و بهترین‌ حالت‌ را این‌ می‌دانند‌ كه‌ بگویند‌ این‌ مشكل‌ خاص‌ را قادریم‌ حل‌ كنیم‌.


روابط عمومی‌ دیجیتال‌ فلسفه‌ است‌
به‌ نظر من ‌روابط عمومی‌ دیجیتال‌ بیش‌ از آن‌ كه‌ تكنولوژی‌ باشد یك‌ فلسفه‌ است‌، یك‌ نگرش‌ است‌؛‌شاید من‌ نزد بعضی‌ از شما به‌ عنوان‌ یك‌ تكنولوژی‌ زده‌ وحشتناك‌ تصویر شده‌ باشم‌، این‌ را قبول‌ دارم‌ و به ‌شدت‌ هم‌ درگیر تكنولوژی‌‌های ارتباطی‌ هستم‌. ولی‌ شاید اگر از زبان‌ من‌ بشنوید كه‌روابط عمومی‌ دیجیتال‌ بیش‌ از آن‌ كه‌ تكنولوژی‌ باشد یك‌ فلسفه‌ است‌، تعمق بیشتری خواهید داشت.

و بالاخره آخرین‌ نكته‌ من در مورد روابط عمومی‌ دیجیتال‌ این‌ است‌ كه‌ روابط عمومی‌دیجیتال‌ دیگر از زبان‌ شركت‌ خود حرف‌ نمی‌زند، دیگر ماجراهای‌ شركت‌ را بازگو نمی‌كند بلكه‌ هر نوع‌ روایت ‌و گزارشی‌ را از زاویه‌ دید مشتریان‌ طراحی‌ می‌كند و حتی‌ گزارش‌های‌ سالیانه ‌آخر سال‌ را هم از زبان‌ مشتریانشان‌ به‌ چاپ‌ می‌رساند.
بنابراین من‌ جمع‌ بندی‌ام‌ را با این‌ نكته‌ پایان‌ می‌برم‌ كه‌ به‌ نظر من‌ بحران‌ آینده‌ روابط عمومی‌ها در ایران‌ به‌ طور خاص‌ و بعد در سطح‌ عمومی‌تر مربوط به‌ نیروی‌ انسانی‌ آموزش‌ ندیده‌ برای‌ شرایط دیجیتال ‌است،‌ مواظب‌ باشید‌ نسلی‌ كه‌ به‌ خوبی‌ دیجیتالیسم را فراگرفته؛‌ به‌ راحتی‌ صندلی‌هایتان‌ را از زیر پاهایتان ‌خواهد كشید

منبع:http://www.ravabeteomomi.rzb.ir/post/3



نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : مقاله، روابط عمومی، روابط عمومی دیجیتال، دیجیتال، ارتباطات، الکترونیک، سایبر،
لینک های مرتبط :




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic